...
آنچه می پوشانیم غم است در میان دشت پربرف ایستاد،به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او استاد پاسخ داد : با همید چون جنگل همیشه نیرومندتر از درختی تنهاست شاگرد گفت : اما چیزی که یک درخت را مقاوم می کند ریشه است . و ریشه ی یک درخت نمی تواند به ریشه درخت دیگری کمک کند . استاد پاسخ داد: جنگل همین است .هر درخت با درخت دیگر متفاوت است ، هر درخت ریشه ای مستقل دارد گفتم که خدایا ز تو شرمنده منم فرمود خدا ـ که بنده بخشنده منم گفتم شرمنده تر از بنده شرمنده منم فرمود ـ بخشنده تر از امید هر بنده منم حسابی سرت شلوغ شد و منو یادت رفته برات آرزوی سلامتی و موفقیت دارم اینجا را یادت نره همیشه بخند برات چند تا عکس خوشگل میزارم...........! 
در دشتی پوشیده از برف قدم می زد،به زن گریانی رسید،پرسید چرا می گریی؟زن در پاسخ گفت:چون به زندگی ام می اندیشم،به جوانی ام،به نیرومندی ام
.زن می گفت خدا بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است. می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم.
. زن پرسید در آنجا چه می بینی؟ پاسخ داد: دشتی از گل سرخ،خداوند آنگاه که قدرت حافظه را به من بخشید
،بسیار سخاوتمند بود.می دانست در زمستان ،همواره می توانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم.
آخرین حیرت زمانی است که دیگر پی می بری چیزی تو را به حیرت وا نمی دارد....
.
، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .
که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.
و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
. آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .
شاگردی از استادش پرسید : تمام استادان می گویند که گنج روح ، چیزی است که باید در تنهائی کشف شود.پس برای چه ما با همیم ؟
.جنگل رطوبت هوا را تامین می کند ، در مقابل توفان مقاوم تر است و به باروری خاک کمک می کند.
. راه آنانی که می خواهند به خدا برسند همین است :اتحاد برای یک هدف و همزمان آزاد گذاشتن هر یک اعضای گروه تا به شیوه ی خود تکامل یابد .

![]()

| Design By : Night Skin |


